عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

610

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

و صبر بر حقوق از دست رفته مشكل ) . 19 لنا على النّاس حقّ الطّاعة و الولاية و لهم من اللّه حسن الجزاء : ما را بر گردن مردم حقّ اطاعت كردن و دوست داشتن است و آنها را هم از خدا پاداش نيكو گرفتن . 20 لأهل الاعتبار تضرب الأمثال : داستانها ( ى امم و تواريخ گذشتگان ) براى پند گيرندگان زده مىشود . 21 لأهل الفهم تصرّف الأقوال : براى اهل فهم و دانش سخنها زير و رو كرده مىشود ( تا آنها با غور و دقّت در آنها مطالب را درك كنند ) . 22 لسان المرائى جميل و فى قلبه داء دخيل خودنما زبانش نيك و شيرين و در دلش دردى است . كارى ( كه نمى خواهد آن درد را در ديگرى وارد كند ) . 23 لزوم الكريم على الهوان خير من صحبة اللّئيم على الإحسان : با جوانمرد بودن و با خوارى زيستن خوشتر تا بالئيم و ناكس در خوشگذرانى بسر بردن . 24 لقاح الأيمان تلاوة القرآن : خواندن قرآن آبستن كنندهء ايمان است ( و از خواندن قرآن ايمان در زايش و فزونى است . 25 لسانك يستدعيك ما عودّته و نفسك تقتضيك ما الفّته : زبانت تو را به آن چه كه او را عادت دادهء وامى دارد و نفست آنچه را تو به آن پيوند كردهء از تو مى خواهد ( پس چه بهتر كه انسان نفس را بفرمان بردارى خدا عادت دهد ) . 26 لقاء اهل المعرفة عمارة القلوب و مستفاد الحكمة : ديدار خداشناسان آباد كنندهء دلها ( ى خراب ) و سود رساننده حكمت است ( مر نادان را ) . 27 لسان الحال اصدق من لسان المقال : زبان حال انسان ( در امورات ) از زبان گفتار راستگوتر است . 28 لسان البرّ يأبى سفه الجهّال : زبان نيكى از سبكى نادان جلوگيرى مىكند . 29 لذّة الكرام فى الإطعام و لذّة اللّئام فى الطّعام : جوانمردان و كريمان در خوراندن لذّت براند و ناكسان در خوردن . الفصل السابع و السبعون حرف الميم بلفظ من ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام